خدای من
مه بانگ

پیش به سوی خوشبختی (صوتی)

پيش، به سوي خوشبختي!

 

 به سوي خوشبختي

 خيلي خوشحالم كه مهبانگ 2 رو با موضوع خوشبختي تقديم مي كنم :

 خوشبختي كه گمشده ي همه است- آرزوي همه!

 دوست دارم  باهم  قدري به خودمون ، به دنياي اطرافمون ، به درخت ها ، پرنده ها و ستاره ها توجه كنيم و بينديشيم . اگر پرستوها با پروازشون احساس نشاط و رضايت مي كنند ، ما ، با فكر كردن ميتونيم خوشبختي مون را باروربسازيم. اما فكركردن مثل نفس كشيدن وظيفه خود ماست . اين كار رو نميشه به عهده ديگري گذاشت.  

  همه ما لحظه هايي رو تجربه كرده ايم كه تاريكي همه دنياي مارو گرفته بوده- و ما سرگشته و حيران به دنبال روزني از روشنايي و نور مي گشتيم.

زماني ، با يك تصور ناخوشايند از آينده اي مبهم ، آرامش مونو از دست داديم و يكباره دچار تشويش و اضطراب شديم .

گاهي ، احساس كرديم آرزوهامون به باد رفته – و ما افسرده و نا اميد در آخرخط در بيابان تنهايي افتاديم .

اما در پايان همه تاريكي ها- همه جاده هاي بي سر انجام- همه سؤال هاي بي پاسخ- همه درهاي بسته ؛

دلمون لرزيده – مثل لرزش يك دانه درون هسته ،

                       مثل لرزش يك شعله خرد درتاريكي ،

                       مثل لرزش بنفشه هايي كه آخرهاي زمستان ، اومدنِ بهار رو نويد ميدن !

  باور ميكني كه بهار مياد و شكوفه ها متولد مي شن ؟

   باور ميكني هميشه راهي هست ؟

                                            . . . راهي . . . به سوي خوشبختي !

 

سمفوني نظم آفرينش 

جستجوي خوشبختي ، از شناخت حماسه ي نظم در آفرينش آغاز مي شود :

سمفوني پرشكوهي كه به همه طبيعت ، و همه گياهان و جانداران شكل مي دهد ، و انسان را درآغوش خود مي پروراند.

 ما با تمامي موجوديت مان به طبيعت وابسته ايم .

   نظم طبيعت ، براي ما اول بار همراه با پديده شب و روز ، مطرح ميشه.

گردش منظم شب و روز، سرآغاز كنجكاوي هاي انسان براي شناخت زيبايي ها و شگفتي هاي طبيعته .

حركات منظم آسمان و زمين ، خورشيدُو ماهُ و ستاره ها ، اولين آموزگاراني بودندكه انسان رو به شناخت قوانين طبيعت به زبان رياضي تشويق كردند .

نظم- آشكارترين و اسرارآميزترين معمايي يه كه هميشه ذهن بشر رو به خودش مشغول كرده.

 درواقع نظم ، شاهكار خلقت خداست كه تمام آفريده هاش رو با همين ملودي رهبري و هدايت ميكنه.

هر جزيي از اجزاء عالم به منزله عضوي از يك اركستر بزرگه كه در جايگاه خودش ساز معيني رو مي نوازه.

« وقتي سنگي رو رها ميكنيد قانوني كه اينجا بر افتادن سنگ حاكمه ، همان قانوني يه كه حركات ستاره ها رو در فاصله صدها ميليون سال نوري تنظيم ميكنه . »

 بخش مهمي از بدن موجودات زنده از آب تشكيل شده: مولكولي با يك اتم اكسيژن و دو اتم هيدروژن. اتم اكسيژن دروسط قرارداره و دو اتم هيدروژن به صورت دو بازوي اُوربيتالي به آن چسبيده اند. زاويه ميان اين دو بازو صدوچهارونيم درجه است.

 تمام جلوه هاي بي شمار و گوناگوني كه در طبيعت از آب سراغ داريم- از آب دريا گرفته تا سلول گياهان و جانداران حتي واكنش هاي شيميايي بسيار ظريفي كه درنوُرون هاي عصبيِ مغز ما در موقع فكركردن اتفاق مي افته – همه و همه برخاسته ازسازمان فضايي اكسيژن و هيدروژن و متكي بر خواص ثابت آبه .

 ميدونيد اگه حتي براي يك لحظه بسياركوتاه، زاويه بين دو هيدرژن به اندازه يك‌ ميليونيم درجه تغيير كنه، تمام ويژگي هاي آب عوض ميشه و آنوقت ديگه آب در صفر درجه يخ نميزنه و در 100 درجه هم جوش نمياد و واكنش هاي شيميايي اي كه زندگي گياهان و جانوران رو فراهم مي كنند ديگه اتفاق نمي افتند.

 بله ، مولكول آب با نظم و ثبات رفتارشه كه زندگي رو به ما و به همه موجودات زنده هديه ميكنه .

 

 نظم در دنياي حيات

ما عضوي از خانواده بزرگ موجودات زنده روي زمين هستيم . ما شباهت هاي بسياري با ديگر جانداران داريم . آشنايي با نحوه زندگي و تلاش و شادابي جانداران ، راه را براي شناختنِ خودمان هموار مي سازد .

 مي خواهيم رمز خوشبختي رو در دنياي جانداران جستجو كنيم – در زندگي پرستوي دريايي :

اين پرنده كوچك در دريا ، در زمين و هوا يا درميان انبوه بوته زارها ، دانه و شكارش رو به دقت شناسايي ميكنه – براي خودش جفت انتخاب ميكنه – و با رقص و نغمه سرايي ازش دعوت ميكنه تا با برگ و خاشاك لانه بسازه ، و روي تخم ها بخوابه .

اين ، پرده اول داستاني عاشقانه است كه تغذيه جوجه ها رو هم در برداره و تا فصل آموزش پرواز به آنها ، ادامه پيدا ميكنه . 

 پرنده ها ، درهنگام پرواز دسته جمعي ،گاهي آرايش منظمي شبيه حرف دال پيدا ميكنند.

جاي پرنده ها در اين شكل فضايي دائماً تغيير ميكنه ؛ به خصوص افراد پيشرو به نوبت جا به جا ميشند . اما زيبايي ماجرا به اينه كه مقصد و مسيرشون معينه ، و رقص باشكوه آنها در همه حال به هم پيوسته ، موزون و هماهنگه .  

 حركت منظم ماهي ها در دريا از اين هم عجيب تره . برخي از ماهي ها با تعداد بسيار زياد، دركنار هم شكل يك نهنگ بزرگ و ترسناك رو مي سازند تا از دست شكارچي ها در امان بمانند و در اين كار چنان هماهنگي ي فوق العاده اي با هم دارند كه گويي از دستورات يك مركز فرماندهي پيروي مي كنند.

 نظم اجتماعي زنبورها هم ديدني يه.

سربازها ،كارگرها و ملكه ي زنبورها ، روابط و رفتار بسيار شگفت انگيزي دارند .

تشكل اجتماعي زنبورها چنان منظم و به هم پيوسته است كه از ديدگاه علمي يك ارگانيسم يا موجود زنده به حساب مياد- يعني جامعه زنبورها يك تن واحده ، يك پيكره ، يك اركستره :

 تك تك اعضاء ساز خودشونو مي نوازند ، اما از هماهنگي آنها يك سرود جمعي حاصل ميشه كه باشكوه و خيره كننده است.

 به هم پيوستگي و هماهنگي موجودات زنده در قالب يك تشكل سازمان يافته- از پرواز دسته جمعي پرنده ها گرفته، تا سامانه هاي بزرگ زيستي با هزاران نوع گياه و جانور- از شگفتي هاي اسرارآميز آفرينشه .

 سؤال اساسي اينه كه به فرض آن كه هر پرنده يا زنبوري ، وظائف فردي خودشو به خوبي انجام داده باشه ، چه نيرو يا عاملي ، پيوندها و روابط افراد رو به سوي انجام ماموريت جمعي در قالب يك سازمان بزرگ ، رهبري ميكنه  . . .  آيا اين نيروي مرموز در درون آنهاست يا بيرون؟

  مثالي از يك اركستر موسيقي  معناي هماهنگي ميان اعضاي يك سامانه رو روشن ميكنه .

از تك تك اعضاي يك اركستر درخواست كرديم كه برمبناي آهنگ دسته جمعي شون ، هركدام به تنهايي و فارغ از ديگران ، ساز خودشو بنوازه – و ما آنها رو جداگانه ضبط كرديم .

حالا اگراين صداهاي ضبط شده رو باهم پخش كنيم ، تصور مي كنيد چي حاصل ميشه ؟

 بله ، اصوات درهم برهم و آشفته اي كه هيچ شباهتي با موسيقي اركسترما نداره .

در اين اركستر ، تك تك اعضا به دقت به وظيفه خودشون عمل كردند ، اما اشكال كار در اين بود كه از يك رهبري محروم بودند و هماهنگي نداشتند .

 حمد : آيين رهبري ، نظم و هماهنگي است .

حمد، سرود سمفوني بزرگ آفرينش است .

حمد : شگفت انگيزترين ، گسترده ترين ، زيباترين و اسرارآميزترين معجزه همه هستي ست .

 

 روابط اجتماعي در جانداران

پيوندهاي خانوادگي و زندگي اجتماعي ، مهم ترين و برجسته ترين مشخصه جانداران سطوح عالي  است كه ضامن حفظ نشاط و پايداري آنها در سامانه هاي زيستي است .

  اگر براي پيوندهاي اجتماعي و روابط ميان اعضا در سامانه هاي زيستي، دنبال نمونه هاي روشن و جالب مي گردين ، به پرنده ها نگاه كنيد.

اردك ها درس هاي خوبي براي ما دارند.

به طور غريزي ، وقتي جوجه سر از تخم در مياره ، اولين متحركي رو كه مي بينه مادرش حساب مي كنه . و بعد از آن ، از روي چهره مادر ساير اردك ها رو تشخيص ميده .

بعداز تولد جوجه ، اگركسي شيطنت كنه گربه اي رو كنار اردك بگذاره اتفاق عجيبي مي افته :

جوجه ، گربه رو مادر به حساب مياره و دنبالش راه مي افته .

وقتي گربه جاي مادر رو گرفت  ، بچه گربه ها هم ميشن خواهر و برادر جوجه اردك !

حالا ، جوجه ما با اردك ها غريبي ميكنه ، با آنها به جستجوي آب و دانه نميره ، با آنها بازي نميكنه و وقتي به سن بلوغ برسه براي انتخاب جفت سراغ اردك ها نميره .

جوجه ديگه بايد با توله گربه ها زندگي كنه .

جوجه ما الان از بازي كنار بچه گربه ها لذت ميبره و آنها با او مهربانند، اما رفتار جوجه اردك ما با ويژگي هاي طبيعي اش و با سامان نظم محيطش همخواني پيدا نكرده و متاسفانه ، اون ديگه هرگز به خوشبختي نميرسه !

 

 دنياي خيالي من

آنگاه كه به تغييرات روحي و رفتاري خود نگاه مي كنم ،

آنگاه كه به آشفتگي ها و ناهنجاري هاي زندگي انسانها در طول تاريخ مي انديشم ،

به سختي مي توانم اميدوار باشم و از ميان اينها ، كوره راهي به سوي آرامش و خوشبختي جستجو كنم.

خداوندا . . !

پنجره اي به روي من باز كن ، تا به سوي آسمان حمد تو پروازكنم ، و از آن فراز- نگاهي به دنياي درونم بيندازم ، و معنا و دليل اين نابساماني ها و پريشاني ها را درك كنم.

 

همه موجودات زنده در دنيايي طبيعي و واقعي ، به نظم و به سامان زندگي ميكنند و احساس رضايت و خوشبختي دارند-آنها چيزهاي غير واقعي رو در ذهن شون نمي پرورانند. آنها دچار وسوسه نمي شوند.

   « اما انسان يك استثنا است ، چرا كه او قدرت خيال پردازي و تصويرسازي داره و قادره به موازات دنياي واقعي اطرافش، دنياي متفاوتي رو در خيالش بسازه و حتي اتفاقات غيرممكنو در ذهنش مهندسي كنه . از اين منظر، انسان در همه طبيعت ، موجودي ممتاز و ، بي نظيره ! »

ما اين تصوراتمونو خيلي جدي مي گيريم – گاهي جدي تر از واقعيت هاي پيرامونمون .

 و جالب تر اينه كه  نسبت به تصوراتمون واكنش نشان ميديم .

وقتي درگوشه اي آرام نشستيم ، يك تصور زيبا و دوست داشتني ، هيجان زده مون ميكنه ؛ و يا يك خاطره ي ناگوار ، قلب مونو به درد مياره .

گاهي حتي با تصور از دست دادن يك عزيز ، اشكمون سرازير ميشه .

اينها واكنش طبيعي به تصورات ذهني و صرفاً خيالي ما هستن – وگرنه ما در اطرافمون اثري از آنها نمي بينيم !

   با همين تصوراته كه هر كدام از ما يك دنياي خيالي براي خودمون ساختيم و پرداختيم : دنيايي شبيه يك سينماي سه بعدي كه هميشه فيلمي براي نمايش بر پرده داره- فيلم هايي با كارگرداني و تصوير برداري خود ما از خيابونا ، از آدما ، از آسمونو زمين- از همه چيز !

 شايد بپرسيد مگر ما بيشتر از يك دنيا و يك واقعيت داريم؟

مگه ميشه دنياي من با دنياي تو فرق داشته باشه؟

-: مساله درست همين جا است!

دانشمندي ميگه:

« هركس درمركزدنيايي زندگي ميكنه كه طي سالهاي عمر با تجربه هاش ساخته .

احساسات و افكار هرفردي دراين دنياي شخصي ، تنها براي خود او قابل فهمه .

واقعيت براي هركس ، همان چيزي يه كه خود او درك ميكنه .»

 شايد فكركنيم كه تصورات و خيال پردازي هاي ما به كسي صدمه نميزنه و ما كه در دنياي خيالي مون درگوشه اي نشستيم و به تماشاي فيلم هاي دست سازمون مشغوليم مزاحمتي براي كسي ايجاد نمي كنيم .

– اما در واقع اينطور نيست . چرا كه ما با خيالاتمون زندگي مي كنيم و براساس آنها دست به عمل ميزنيم – و درست از همين اينجاست كه تصورات نادرست ما مشكل ساز مي شوند.

   فرض كنيد راننده هاي اتومبيل ها دوست داشته باشند دنياي اطراف رو مطابق ميل خودشون تعريف كنند . دراين صورت وقتي پشت فرمون مي شينند ، هركدام ازآنها خيابون ها و علائم شهررو يك جور مي بينند: يكي فكر ميكنه توجاده كوهستانيه ، اون يكي تصور ميكنه تو بزرگراهه ، يكي احساس ميكنه در حال پروازه .

   مي تونيد حدس بزنيد با اين خيال پردازي ها چه اتفاقي مي افته؟

شهرما ميشه شهرتصادف و بي نظمي ، شهري كه توش هركسي براي خودش يك فرمانرواست، صاحب اختياره !

در اين شهرديگه نظم نيست ، سامان نيست ، حمد نيست . هرچه هست كشمكش و هياهوئه .

اينجا فرماندار هم درخور ستايش و حمد نيست .

   دنياي بعضي از ما شبيه رانندگي در همين جاده‌هاي خياليه بدون سازگاري با واقعيت هاي گريز ناپذيراطرافمون- همين خودخواهي ها و زياده طلبي هاست – همين آلودگي آب و هوا و محيط زيست .

 

رمز خوشبختي

خداوندا !

چگونه تو را سپاس گويم كه مرا با پيچيده ترين دستگاه عصبي و مغزي در ميان همه جانداران عالم مجهز و ممتاز ساختي ،

و با پاره اي از روح خود مرا به افتخار آزادي و اختيار نائل كردي- تا تو را ياد كنم ، درجستجوي تو باشم ، و پيوسته نظاره گر بارگاه قدسي تو باشم .

بارخدايا !

مرا ياري كن تا از اين موهبت بزرگ استفاده كنم ، به آفريده هاي تو حساس شوم ، به آنها توجه كنم، با آنها انس بگيرم ، به آنها بينديشم ، و نظام حمد ترا در جهان بشناسم ، و تمام پندار و كردارم را با آن تنظيم كنم . . . و به خوشبختي برسم .

 

  خوشبختي عزيزترين گمشده ي همه است . انسان همه جا اونو جستجو مي كنه و دوست داره راحت و سريع به چنگش بياره .

اما با آنچه كه از حاكميت نظم برطبيعت گفتيم ، حالا برامون روشنه كه خوشبختي با خيال پردازي هاي ما به دست نمياد.

فرمول خوشبختي حساب و كتاب داره – به ذوق و سليقه يا دلخواه منو تو نيست .

   ماهي از يك جور غذا لذت ميبره ، پرستو از يك جور.

بدن ماهي ، نحوه تنفس و توليد مثل او با ماموريتش سازگاري داره .

اگر ماهي هوس كنه مثل پرستو پروازكنه ، نابود ميشه .

پس فرمول خوشبختي ماهي با پرستو فرق داره.

   فرمول خوشبختي منو تورو نظام آفرينش تعيين ميكنه. ما بايد اين فرمولو به چنگ بياريم .

ما نمي تونيم ويژگي هاي طبيعي مونو انكار كنيم .

مگه ميشه هوس كنيم هميشه چشم بسته يا سينه خيز راه بريم؟

خنده دار نيست كه بگيم از نيروي جاذبه خوشمون نمياد !؟

   خودآگاهي ، اولين گام بسيار اساسي به سوي خوشبختي ماست :

اگرسرمونو از دنياي خيالي مون بيرون بياريم، فرمول خوشبختي رو پيدا مي كنيم.

   خوشبختي با توجه كردن ، شعور ، و خودآگاهي آغاز ميشه .

من اول بايد از خودم بپرسم كه : « من » كي هستم؟- من بايد خودمو كشف كنم .

 خوشبختي طرحي از يك نوع نگاه كردن به دنياست .

خوشبختي يك تولده ، يك تحوله ،

خوشبختي يك سفره – براي رسيدن به سرزمين حمد خدا .

 ما با انديشه ورزي در آفريده هاي خدا ، و هماوازي با نظام حمد خدا ، به خوشبختي ميرسيم .

اين سليقه نيست ، شعار نيست . اين يك ضرورت طبيعي يه ، يك بايده .

 

 تابلوي حمد خدا

و اينك ، تابلوي حمد خدا به گستردگيِ همه آفرينش در برابر تو برافراشته است ، و خداوند اين افتخار بزرگ را به تو عطا كرده كه  رو به سوي او بايستي ، و بي واسطه او را بخواني !

بگو . . . بگو : تنها ترا مي پرستيم ، و از تو ياري مي طلبيم . . . بگو !

 

    نماز ، تابلوي راهنما به سوي خوشبختي يه.

    نماز برانگيزنده ي توجه و خودآگاهيه ، رشد دهنده معرفت و شعوره .

    نماز ، تصويرگر نظام حمد خداست ، راهنماي شناخت دستگاه آفرينشه .

    نماز ، بيدار كننده است : دست ما رو ميگيره و از دنياي خيالي مون به آسمان ميبره ، تا به قلمرو   حمد خدا نگاه كنيم  ، و با آن هماهنگ و هماواز بشيم .

   نماز ، در برابر تو يك پرده ي نقاشي بپا ميكنه به بزرگي همه هستي،

از ازل تا ابد- پررمزوراز ، خيره كننده .

اين پرده با همه بزرگيش مثل يك پازله ،

و تو در اين پرده حضور داري . . . تو خودت يك قطعه از اين پازلي.

مأموريت تو به عنوان يك انسان- اينجا تعريف ميشه.

 تو فقط تماشاگر اين پازل نيستي . . . تو ، بايد درچيدن آن فعال باشي .

   خداوند ، واژه ها و خطوط كليدي رو اينجا براي تو روشن كرده:

                 – « حمد »  روح حاكم بر اين پازله – راهنماي آرايش همه قطعه هاست ،

                 – قيامت ، برنامه ي قطعي ي خدا در فرداي آفرينشه ،

                 – راه راست – تنها راه خوشبختي ماست .

 چشم هاتو  باز كن ، تو در برابر كامل ترين تابلو ايستاده اي ، خوب نگاه كن ،

تو از پنجره ي نماز ، همه آفريده ها رو با رنگ و نورخدايي مي بيني ،

همه جا نظم و سامان مي بيني ، همه جا حمد خدا مي بيني . . .

و خدا رو . . . پرمهر و پرفروغ ، با قلب و روحت حس مي كني .

 

راه خوشبختي

راه راست ، راه بندگي خداست : هماواز با آفريده هاي خدا ، وَ هماهنگ با حمد كيهاني .

راه راست ، يعني پيوند خدايي با مردم ، با بندگان خدا .

راه راست : تنها راه خوشبختي ماست .

 

  همه آفريده ها بندگان خدايند . به بركت اين بندگي ، هيچ جنبنده اي سرگشته و حيران نيست .

همه به درستي ، وظيفه خودشونو ميدانند .كسي راهشو گم نميكنه .

همه بر راه راست، يك صدا تسبيح گوي حمد خدا هستند. همه درپناه خدا احساس خوشبختي دارند .

 . . . اما در اين نظام پرشكوه حمد خدا ، انسان يك استثناست:

انسان ، آيين نماز و تسبيحش رو نمي شناسه.

او نميدونه روي زمين چه كاره است ، چه ماموريتي داره ، و از چه راهي بايد بره .

انسان سرگشته و درمانده ست ، و راه خوشبختي شو گم كرده .

 « راه راست»  راه بندگي خداست : هماواز با آفريده هاي خدا ، وَ هماهنگ با حمد كيهاني .

        راه راست ، يعني پيوند خدايي با مردم ، با بندگان خدا .

        راه راست ، راه رهايي از اسارت دغدغه ها ، هدف ها و آرزوهاي غيرخدايي يه .

        راه راست : تنها راه خوشبختي ماست .

 در راه راست  :  الفت و مهرباني ، چشمگيرترين چيزي يه كه در روابط ميان مردم ديده ميشه .

اينجا نه تنها با انسانها كه با درخت ها و جانوران هم با محبت رفتار ميشه .

خوشبختي اينجا ، دربندگي خدا است، و اين با خدمت در راه خوشبختي مردم به دست مياد . هرچه انفاق مي كني ، هرچه از خود واميكني و براي ديگران خرج ميكني ، خوشبختي و نشاط كسب مي كني.

 

 تو خوشبختي، تو !

 ‌ و تو ، حالا ، در پيشگاه خدا و فرشتگان او ، به رفتارو كردار خود نگاه كن ،

به ماموريت هاي خود بينديش :

           – آيا به آفريده هاي خدا – به شب ، به روز ، به وجود خودت فكر ميكني ؟

           – آيا تلاش مي كني دنياي تصوراتتو با نظام حمد پروردگار هماهنگ كني ؟

           – آيا بندگان خدا رو دوست داري ؟

           – به دردمند ، به درمانده ، كمك مي كني؟

           –  خطاكار رو مي بخشي ؟

           –  براي او دعا مي كني؟

  تو رو . . از بارگاه خدا صدا ميزنند :

                   «  تو تسبيح گوي حمد خدايي . . .

                تو – در پناه خدايي ،

                تو پيروزي . . . !

                 به بهشت من درآي . . .

                تو خوشبختي . . تو . . تو . . !  »

درباره‌ی malayeri

حتما ببینید

پیشتازان راه آسمان

پیشتازان راه آسمان

 پيشتازان راه آسمان  اين مه بانگ 4 است كه هم چنان موضوع خوشبختي را دنبال …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *