پیشتازان راه آسمان
مه بانگ

پیشتازان راه آسمان

 پيشتازان راه آسمان

 اين مه بانگ 4 است كه هم چنان موضوع خوشبختي را دنبال مي كند:

آري ، نماز راهنماي ما است به سوي خوشبختي ،

و حج ، به روشني به ما مي آموزد كه خوشبختي وقتي معنا دارد كه آنرا براي همه بخواهيم .

. . .  ولي آيا خانه خدا آرماني دست يافتني است ؟

– اين سؤال را ، از پيشتازان راه آسمان مي پرسيم.

 

وقتي امروز از مردم مي پرسيم كه با شنيدن نام علي چه احساسي پيدا مي كنيد ، و چه تصوري از آن بزرگوار در دل شما زنده ميشود ، همه ميگويند :

                                            علي : يعني جوانمردي ، علي : يعني عدالت ،

                                            علي :  فريادرس حاجتمندان  . . .

                                            همه علي را با شجاعت مي شناسند- با ظلم ستيزي ، با يتيم نوازي .

 

آيا ويژگي هاي ارزشمندي چون عدالتخواهي ، شجاعت و انساندوستي تنها به اولياء خدا اختصاص داشت و ما نمي توانيم تجلي اين صفات را درسايرشخصيت هاي تاريخي مثل گاندي ، ماندلا و هوشي مين مشاهده كنيم؟

  

       «  آن پزشك آرژانتيني ، در جواني ، زندگي ميان جذامي ها را انتخاب كرد .

            انقلاب كه دركوبا آغاز شد اسلحه به دست گرفت ، و سرسختانه با استبداد جنگيد.

            با پيروزي انقلاب در كوبا، به پست هاي عالي دولتي رسيد، اما او از همه آنها چشم پوشيد،

            همسر و فرزند را رها كرد و درحالي كه رنج بيماري آسم برتنش بود ، براي آزادي مردم

            بوليوي ، دركوه هاي آن كشور جنگ چريكي به پا كرد .

             او پس از چند ماه مبارزه دشوار و جانفرسا ، اسير شد.

             او را تيرباران كردند . . . ، او ساعت ها بعد از آن هنوز زنده بود ، و درد و شكنجه ي

             هولناكي را تا دم مرگ به جان خريد ، اما درخواست نكرد كه او را خلاص كنند.

              او ، زيباترين حماسة اراده ، شجاعت و انساندوستي را آفريد :

              ارنستو چه گوارا ، يك قهرمان بود . .

               او از مرزها گذشت ، به تاريخ پيوست . . . و ، اسطوره شد !  . . . . . . »

 

بزرگان تاریخ

به راستي ، چه ويژگي ها و مختصات برجسته اي در دوستان خدا از آدم و نوح ، ابراهيم، موسي عيسي ، تا محمد و علي وجود داشت كه آنها را از ساير بزرگان تاريخ متفاوت و ممتاز مي ساخت ؟

 

 اين سؤال را بايد از تاريخ بپرسيم :

 

تاريخ ، نام هاي مشهوري را به خاطر دارد- نام كساني كه  چه خوب و چه بد ، در جامعه و برتاريخ مؤثر بوده اند . برخي از آنها شايد افسانه باشند ، اما هرچه كه هست ، آثار پررنگ آنها را امروز نمي توانيم ناديده بگيريم يا كتمان كنيم – كساني چون :

گاندي ،كورش ، اديسون ، ابراهيم ، اينشتين ، ماندلا ، فردوسي ،گوته ، لينكلن ، مادام ترزا ، موسي ، آلبرت شوايتزر ، پلانك ، عيسي ،كانت ، دكارت ، گاليله ، مائو ، سعدي ، حافظ ، ماركس ، افلاطون ، چنگيز، اسكندر، سِزار ، نِرون ، هيتلر، استالين ، لنين . . .

 

اولياء خدا در طول تاريخ ، يك تفاوت چشمگير و اساسي با همه شخصيت هاي بزرگ داشتند :

بزرگان تاريخ دركمتر زمينه اي از نظر فكري و عملي شبيه هم بودند . ارسطو از همان ابتدا حسابش را از استادش افلاطون جدا كرد و در بسياري از موارد بناي مخالفت با او را گذاشت.

برخي اصلاحگران مثل گاندي زيباترين نوع رفتار و اخلاق را از خود به يادگار گذاشتند ، در حالي كه در گروه اصلاحگران اجتماعي كساني هم مانند لنين يافت مي شوند كه به استبداد و خشونت معتقد بودند.

 

شگفت آورترين ويژگي ي ممتاز دوستان خدا ، شباهت آنها به يكديگر است .

تفكر و ديدگاه آنها به جهان و نحوه رفتارشان با مردم شباهت بسياري با هم دارد.

و زيباتر و شگفت آورتر آن كه آنها نه تنها در پي تخطئه و تكذيب هم نبودند ، بلكه همديگر را كاملاً تاييد مي كردند.

تفاوت هاي ظاهري شان هم به خاطر تفاوت تاريخي  و تناسب زماني بود ،

وگرنه موسي ، عيسي ، محمد- فرقي با هم نداشتند .

 

 اينجا ، يك سؤال بسيار حائز اهميت در ذهن ما جان مي گيرد و آن اين كه چرا اولياء خدا ، حتي آنها كه در زمانها و مكان هاي مختلف زندگي مي كردند و رابطه اي با هم نداشتند ، اينقدر شبيه هم بودند؟

 

اين ، سؤال مهمي است كه نبايد آسان از كنار آن گذشت .

شباهت اولياء خدا ، نشانة درخشاني است كه ما را به كشفي ارزشمند هدايت خواهد كرد .

                                                                                                                       

دوستان خدا  

روزي علي ابن ابي طالب به مردم گفت : پيش از اين كه مرا از دست بدهيد ، هرچه مي خواهيد ازمن بپرسيد .

– مردي به ريشخند پرسيد : تعداد موهاي صورتم چند تا است ؟!

علي از اين جهالت افسوس خورد و گفت:

 «  از من ، از راه هاي آسمان بپرسيد- من به راه هاي آسمان آشناترم تا راه هاي روي زمين ! »

———

خدا ، خدا ، رنگ خدايي : چشمگيرترين چيزي است كه آشكارا در همه پندار و گفتار و كردار اولياء خدا به روشني تجلي دارد.

 نورخدا در نگاه آنها ، دركلام و رفتارشان ، درلبخندشان . . ، حتي در نگراني هاي شان هويداست .

خدا براي آنها معناي زندگي است ، هدف زندگي است ، بالاترين دغدغه است .

دوستان خدا همواره شكوه و عظمت حضور خدا را حس مي كنند ، گويي خورشيد پرفروغي برفراز آنها مي درخشد كه همه حواس و توجه آنها، و همه قلب و روح آنها را به سوي خود جلب كرده است .

آنها در شگفتندكه چگونه برخي مردمان ، از اين خورشيد با آن همه درخشش و گرما ، غافلند .

 

يادخدا براي آنها ، همه چيز است :

رهايي ، پرواز ، انس ، آرزو، سرور .

ياد خدا براي آنها عيش و آرام است ، بهشت و ثروت است ، امان و قدرت است ، كاميابي و سعادت است ، پيروزي و جاودانگي است .

 

 اولياءخدا هميشه و همه جا احساس مي كنند سرنشين كشتي اي هستندكه سكاندار آن خداست. همه چيز به دست اوست .

دوستان خدا نه در ساحل آرام زندگي غافل و مغرور مي شوند ، و نه در طوفان ناگواري ها سرخورده و مأيوس . آنها به هيچ كس و هيچ چيز جز خدا اميد ندارند ، و پيوسته و در همه حال فقط او را مي خوانند .

 

دوستان خدا رباني اند ، خدايي اند!

آري خدا . . . و تنها خدا ، رمز هويت ممتاز دوستان خدا است . . !   

 

 اندیشه  

گروهي از مردم در دنياي كوچكي زندگي مي‌كنند- دنيايي در محدودة دغدغه‌ها و آرزو‌ها .

لذتِ نانُ و آبُ و جفتُ و نسل ، و مقامُ و ثروتُ و اتومبيل ، دنياي زيستي آنها را تشكيل مي دهد.

آنها هيچ وقت از خود نمي پرسند كه كي هستند ، ازكجا آمده اند و چه ارتباطي با دنياي اطراف ، و با پرنده ها وُ ستاره‌ها دارند . هيچ پديده‌اي توجه آنها را جلب نمي‌كند . . . طلوع و غروب آفتاب و تغيير فصل ها ، براي آنها محل سؤال نيست  .

دنياي آنها عليرغم وسعت ظاهري ، مثل يك پيله ، مختصر و بسته است – مثل يك لانه ي كوچك و تاريك كه تنها با آرزوهاي مجلل ، اعتباري به هم زده است .

 

اما دنياي دوستان خدا مختصرو تاريك نيست . تك بُعديُ و بسته نيست . آنها به مسايلي فراتر از دغدغه هاي زيستي شان حساسيت دارند .  آنها هميشه هشيارند ، بيدارند ، اهل انديشه اند .

آنها به آن درجه از شعور و معرفت رسيده اند كه  معجزه ي وجود خود را به خوبي درك مي كنند ، و از عظمت آن دچار حيرت مي شوند.

 

تفكر و انديشمندي ، از مختصات برجسته اولياء خدا است – ويژگي ارزنده اي كه خيلي زود آنها را از سطح دنياي زيستي رهايي مي دهد و با پرسش‌هايي مواجه ميكند پيرامون رمز و راز آفرينش و جايگاه انسان درروي زمين.

اين پرسش‌ها نقطة آغاز خودآگاهي ، و موتورِ حركتُ و پرواز است .

توجه به نشانه هاي خدا و انديشيدن در آنها ، دوستان خدا را تا آستان پرجلال خداوندي بالا مي‌برد .

 

از چشم گيرترين و در عين حال ملموس ترين نشانه‌هاي خدا در همسايگي ما ، همين گردش شب و روز است . اگر اين ، نقطة آغاز توجه ما باشد ، انديشيدن به آن ، ما را به دنيايي سرشار از عظمت و شكوه مي رساند .

دوستان خدا ، با ديدن نشانه هاي خدا به وجد مي‌آيند . آنها در همه چيز خدا را مي بينند .

دوستان خدا باور دارندكه امروز ، حساسيت چشم و قلب ما به آفريده‌هاي خدا ، ضامن بيداري و بينايي ما در فرداي قيامت است .

 

اولياء خدا به قيامت باوردارند- چنان كه گويي آن را مي بينند.

اعتقاد و باور به قيامت ، گُواهِ باورِ آنها به خدا است .

اولياء خدا قيامت را مرحلة اصلي ي زندگي بشر مي دانند .

قيامت ، بانگ بيدارباش آدمي است : زنگ هشداري است كه انسان  را از دنياي كوچك و غبارگرفته اش بيرون مي آورد ، و او را نسبت به خدا و به آفريده هاي خدا ، هشيار و بينا مي كند.

 

دوستان خدا پيوسته در شوق ديدار پروردگار، و بهشت رضوان اويند ،

و در عين حال ، از دوزخ شرمساري و شرمندگي در پيشگاه خداوند در هراسند.

 

 کتاب خدا

 شماري از اولياء خدا كتاب دارند-كتاب‌هايي كه از سوي پروردگار برآنها نازل شده وكلام خداست . دوستان خدا به همه كتاب‌ها و به همه رسولان باور دارند و بين آنها فرقي قايل نيستند .

 

وحي و ارسال كتاب با محمد پايان گرفت . اما قرآن ، هم چنان ما را با آسمان پيوند مي دهد .

قرآن بر همه آنچه كه درگذشته نازل شده مهر تأييد مي گذارد .

  

تلاوت آيات قرآن يعني قرار گرفتن در جايگاه مخاطب مستقيم كلام خدا .

كتاب از جنس توجه ، آگاهي ، شعور ، انديشه ، حكمت و شناخت است.

كتاب سرشار از نام خدا و ياد خداست .

شادابي و خوشبختي اولياء خدا ، به خاطر بهره‌مندي آنها از كتاب خداست.

 

قرآن تصويرگر تابلويي است از ماجراي آفرينش و گسترة حمد خدا تا روز قيامت .

قرآن ،كتاب خدا است- با عطر خوش محمدي ، دم عيسي و يدِ بيضاي موسي .

قرآن : دريايي است از مرواريدهاي درخشان- شفاي دل ، صلاي روح و تغذيه فكر .

قرآن ، پنجره‌اي است به روي همه هستي.

 

كتاب خدا ،گنجينه اي سرشار از حقايق بي نظيري است كه ذهن آدمي را به چالش مي‌كشد و او را به انديشه ورزي و معرفت برمي انگيزد.

 

قرآن ، نور هدايت خداست . هركس از آن یاری بخواهد از گم گشتگي و بلاتكليفي و سرگرداني رهايي مي‌يابد.

 

تلاوت قرآن و تدبر درقرآن ، در راس اعمال صالح اولياء خدا قرار دارد .

تنها كتاب خداست كه در فراز و نشيب هاي زندگي ، يقين به خدا و يقين به قيامت را براي اولياء خدا فراهم مي آورد.

 

دوستان خدا با قرآن نگاه مي‌كنند ، با قرآن مي انديشند و با قرآن عمل مي‌كنند.

دوستان خدا ، تجسم عيني كتاب خدا هستند ، نمايش و بيان قرآنند.

دوستان خدا ، قرآني اند !

 

خلوت با خود

 هيچ كس ، خود به خود در راه راست ماندگار نيست . جاذبه هاي دنيا هميشه وسوسه گر انسانند .

دراين ميان دعا، نيايش، عبادت و استغفار است كه به انسان پايداري و ثبات مي بخشد و او را در مقام ديدار خدا نگاه مي دارد.

انسان ، تنها با ياد خدا و ياري خدا مي‌تواند درصراط مستقيم باقي بماند.

نيمه شبان تا سحرگاهان . . ، و تا طلوع خورشيد- درهاي آسمان برروي زميني ها گشوده است ؛

اين فرصت طلايي را اولياء خدا خوب مي شناسند و از قدر و منزلتش آگاهند.

تلاوت قرآن و نماز شب ، معجزه ديدار خدا است : بارانِ حكمت و معرفت خدا .

دوستان خدا ، به بركت قرآن و نماز شب ، به مقام شايسته در پيشگاه خدا دست مي يابند .

 آنها با رهاكردن راحت و آرامش خود در شيرين ترين ساعات خواب نيمه شبان ، با فروتني و اخلاص به سوي ديدار خدا مي شتابند .

 

دوستان خدا تا از خواب بيدار مي‌شوند به سجده مي‌افتند . . . ، آنگاه در برابر تابلوي پرشكوه حمد خدا در دستگاه آفرينش به ادب مي ايستند و رو به سوي آسمان ، با ديدگان اشكبار آيات كتاب را زمزمه مي كنند:

             «  در آفرينش آسمان‌ها و زمين ، و گردش شبُ و روز ، نشانه‌هايي يافت مي‌شود براي

                خردمندان – آنها كه خدا را درحال ايستاده، نشسته يا خوابيده ياد مي كنند ، و در

                آفرينش آسمان‌ها و زمين مي انديشند : بارخدايا تو اينها را بيهوده نيافريدي . . ،

                 خدايا تو منزه و پاكي . . ، ما را از آتش دوزخ نگاه دار . »

 

نيمه شبان ، ساعت انديشيدن برروي جدي‌ترين حقايق سرنوشت‌ساز زندگي است – فرصتي مغتنم براي رشد معرفت و شعورمندي است .

نيمه شب فرصت ديدن، چشيدن، و حس كردنِ چيزهايي است كه به آنها مي انديشيم و باور داريم .

شبانگاهان ، وقت تلاوت قرآن و تدبر در قرآن است – هنگامة خواندنِ نمازي سرشار از آيه هاي قرآن و شاداب از نام هاي خدا .

كتاب معرفتُ الله ، و كتاب تزكية روح را ، بايد سحرگاهان در بارگاه قدس خداوندي تلاوت كرد.

 

  مردان عمل

  اولياء خدا همه اهل عمل بودند ، مرد عمل ؛

اما جدي‌ترين عمل براي آنها نماز بود ، انديشيدن بود ، تدبر در قرآن بود .

اينها بنيان هاي خوشبختي دوستان خدا را شكل ميداد .

 

 اولياء خدا همه چيزشان حساب و كتاب داشت . همه اعمال و رفتارشان براي عبوديت خدا بود . و فشار تمايلات نفساني هرگز آنها را وادار به انجام كاري نمي كرد.

دوستان خدا ، خانه‌ شان جايگاه ياد خدا ، الگوي بندگي خدا و خدمت به خلق خدا بود .

آنها نسبت به همه انسانها به عنوان بندگان خدا احترام قايل بودند و به ياري‌شان مي شتافتند- هرچند اهل ايمان نبودند .

منطق آنها مي گفت : هدايت مردم به دست خداست ، ياري درماندگان وظيفه ما است

  

اولياء خدا برجسته ترين نمونه هاي اخلاق و شفقت برمردم بودند 2:07 ت4

 

 عفو دشمن پس از چيرگي ، رفتار استثنايي و بي نظير اولياء خدا بود.

مگر مي توان رفتار رسول خدا را با دشمنان شكست خورده در مكه فراموش كرد- چيزي كه در هيچ مكتب و آييني قابل درك نيست : آنها را عفو كرد و به آنها مال و عزت بخشيد.

  

علي در سحرگاه شهادت ، قاتل خود را شناخت ، اما حتي چيزي از او نپرسيد .

مُسلِم بن عَقيل درمنزل‌ هاني مي‌توانست از كمين بيرون بيايد و با يك ضربه برسر ابن زياد ، مسيرتاريخ را عوض كند . . اما او براي اين كار حجت خدايي نداشت

دوستان خدا همه از تبار هابيلند- همان كسي كه وقتي يقين كرد برادرش قصد كشتن او را دارد ، پيش دستي نكرد و به سوي او حمله نبرد . . . چون دوستان خدا هرگز پيش از ارتكاب جرم در انديشة مجازات نيستند.

 

 خانه خدا : راهنمای عمل

 فعاليت اجتماعي از بارزترين ويژگي هاي اولياء خدا است . آنها هرگز احساس نمي كردند تنها مانده اند ، بلاتكليفند يا در بن بست قرار دارند.

قيام اولياء خدا بنا به فرمان كتاب خدا ، با انديشيدن آغاز مي شد . درآيين آنها ، انديشيدن عمل بود ، تدبر در قرآن عمل بود – عمل صالح بود .

دوستان خدا ، براي رفتار اجتماعي شان ، الگويي كامل از جامعة آرماني ابراهيم خليل در اختيار داشتند .

خانه خدا ، قبله و راهنماي اخلاق و رفتار دوستان خدا بود .

 اين قبله ، نگرش اجتماعي و شيوه‌هاي زندگي آنان را تشكيل مي‌داد.

 آنها درعمل نشان مي دادند كه قبله ، آرماني شاعرانه و دور از دسترس نيست ، بلكه در هر زمان و مكاني مي تواند به اجرا در آيد.

 اولياء خدا با هرگونه خودپسندي و برتري طلبيِ فرقه اي مبارزه مي كردند چرا كه آنرا نشانة آشكار شرك و ضد ارزش هاي خانة خدا مي دانستند.  

 

 اولياء خدا در عمل در مركزيت جامعه‌اي از نيكوكاران قرار داشتند كه با كار خود ثروت مي آفريدند ، و آن را بي چشمداشتي در اختيار نيازمندان قرار مي دادند .

همه اين تلاش‌ها به نام خدا و براي خدا صورت مي گرفت .

در اين جامعه نمونه ، همه نيازمندي‌هاي مردم فراهم بود . آنها مكتب و دانشگاه داشتند ، پزشك و بيمارستان داشتند ، و يتيمان و مستمندان را هم به خوبي اداره مي كردند. حتي وقتي بين افراد نزاعي در مي گرفت ، كسي به محاكم رسمي مراجعه نمي كرد . آنها براي خودشان دادگستري داشتند.

 

مسئوليت هركسي از نظر فرهنگي و اجتماعي ، ازخانواده و خويشان شروع مي‌شد و همسايگان ، آشنايان و مردم ديگر را در بر مي‌گرفت .

اينجا، حاجت ها و درخواست نيازمندان ، چنان به سرعت و سخاوت مندانه برآورده مي شد كه نه تنها اولياء خدا ، بلكه ساده ترين پيروان آنها نيز به عنوان باب الحوائج مردم شهرت داشتند.

درحلقه‌هاي نزديك به دوستان خدا ، روابط برادرانه اي با حد اعلاي اعتماد برقرار بود كه به آن مُواسات مي گفتند . اين اعضاء ، با همه توانشان و همه اموال و دارايي شان ، درخدمت جامعة نيكوكاري قرار داشتند.

آنچه كه آشكارا درفضاي فرهنگي اين جامعه و در روابط بين افراد به چشم مي خورد ،كتاب بود ، قرآن بود .

اينجا عطر آيات قرآني سرشار از روح ايمان به خدا و قيامت ، در آداب بندگي خدا ، و در رفتار و گفتار افراد به خوبي احساس ميشد.

 

 الگوهای جاویدان

و اين چنين . . . در سراسرتاريخ ، اولياء خدا تنها گروهي بودند كه :

 با ايمان به خدا و قيامت ،

با انديشيدن در نشانه هاي خدا وكتاب خدا ،

و با تلاش در راه ايجاد جامعة آرماني ي خانة خدا

شناخته و ممتازشدند ، و درمقامِ الگو هايِ جاويدانِ خوشبختيِ انسان ها ، جاي گرفتند  .

 

– در اين ميان اما :

دنياگريزيِ دوستان خدا ، هم چنان ، معمايي حيرت افزاست :

به راستي ،

رمز آن روحية پرنشاط و فعال ،

و آن همه گذشت و مهرباني دركجا است ؟

– :‌ آنها ، نشانة خدا و گُواه قيامت بودند !

درباره‌ی malayeri

حتما ببینید

آرمان خوشبختی

خانه خدا: آرمان خوشبختی (صوتی)

 خانه خدا :  آرمان خوشبختی   حج ، همخواني سرود نماز است . حج راه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *