آرمان خوشبختی
خانه خدا

خانه خدا: آرمان خوشبختی (صوتی)

 خانه خدا :  آرمان خوشبختی

 

حج ، همخواني سرود نماز است .

حج راه و رسم بندگي خدا است .

حج ، احساس برابري با بندگان خدا است .

خوشبختي ، فقط با اينها معنا پيدا مي كند .

مهبانگ 3 را ، با عنوان خانه خدا – آرمان خوشبختي ، تقديم ميكنم . 

———-

حج آموزشگاهي است كه كلاسش را درصحنه ي واقعي بپا مي كند .

حج ، مراسمی براي ابلاغ مسوليت هاي آدمي است.

حج جايگاه تحريك شعور، معرفت و انديشه است .

حج كارگاه كشف است.

حج، فرصت انديشه است .

    خدايا ، آمدم – آمدم ، سراپا شوق بندگي ،

    لبيك اللهم لبيك ،

    لبيك لاشريك لك لبيك .

    ان الحمد و النعمت لك  و الملك ،

    لا شريك لك لبيك . . .

    لبيك اللهم لبيك .

    آمدم  : خداي يگانه اي كه همتايي نداري !

    حمد و ستايش و پادشاهي ، از آن تو ست ،

     و هرچه نعمت و لطف و خير است ، از سوي توست ،

    خدايا ، آمدم . . . سراپا شوق بندگي .

 

سلام بركعبه ، سلام برخانة خدا !

         

حج ، از نماز آغاز مي شود : از قبله – ازصراط مستقيم .

قبله ي نماز ما كعبه است ، صراط مستقيم ازكعبه مي گذرد:

سوي قبله ، سوي كعبه : سوي خانه خدا ، سوي خوشبختي  .

كعبه ، مايه آسودگي خاطر ما است ، ستاره قطبي است كه برپيشاني آسمان مي درخشد و سمت و سوي صراط مستقيم را به ما نشان مي دهد .

كعبه ، همان فانوس دريايي است كه نگاه مان را به آرام ترين مأمن روي زمين مي برد: به خانه خدا .

كعبه ، نمايشگرصلات انسان و آيين بندگي خدا است .

 

و ما همانند آن لاك پشت هايي هستيم كه درآن  دور دست ها درخشكي ، سر از تخم در مي  آورند ؛ اما بقا و خوشبختي شان دردريا است و ازهرگوشه اي به سوي آن مي شتابند .

ما به سان آن مرغاني هستيم كه دربرهوت يخ زده قطب جنوب ، صدها فرسنگ راه مي پيمايند تا به دريا برسند

 

خانه خدا ، اردوگاه خوشبختي و آسايش ما است.

 

 خاستگاه حج

نماز ، خاستگاه حج است ؛ و حج ، معناي نماز !

نماز، شهابي است بردنياي تاريك ما ، كه پنجره هاي قلبمان را مي گشايد ، و افق نگاه مان را وسعت مي بخشد رو به دنيايي به سامان ، سرشار از حمد . . . همه تسبيح . . . زيبا وپرشكوه .

 

آفريده هاي خدا همه در صراط مستقيم كه همان شاهراه بندگي خدااست قراردارند و هركدام ، وظيفه خود را به درستي مي دانند و به آن عمل مي كنند .

تسبيح وصلات هرآفريده اي ، آيين نماز و بندگي او است .

شكل بندگي آهو به گونه اي است ، و بندگي ماهي به شكلي ديگر: و تسبيح و صلات آنها ، هماهنگ با حمد كيهاني .

درميان همه آفريده هاي خدا ، انسان يك استثناء است.

او نمي داند چگونه بايد پيوندها و روابطش را با مردم و دنياي اطراف طراحي و مهندسي كند .

انسان نمي داند كه با كدام الگوي رفتاري ، و با چه شيوه زندگي در مسير بندگي خدا در صراط مستقيم قرارمي گيرد ؟ 

انسان نمي داند كه چه سازي را به دست گيرد ، چه نوتي را بنوازد و با كدام گروه نماز بخواند ، تا با سمفوني حمد خدا همنوا و هماهنگ باشد؟

  

حمد ناموس آفرينش است .

حمد ، كليد شناخت جهان است .

و نماز ، تصويرگر حمد خدا در دستگاه آفرينش است ،

نماز ، راهنماي انسان است به سوي صراط مستقيم : راه خوشبختي .

 

 كعبه : پرچم آيين ما

ما در نماز هرجا كه باشيم رو به سوي كعبه داريم  .

و براي گزاردن حج ، از هرطرف به سوي كعبه رو مي آوريم ،

ولي ما دركعبه دنبال چه مي گرديم؟ در جست و جوي كه هستيم ؟مگركعبه زيارتگاه خدا است ؟

نه  نه . . خدا همه جا هست . به هركجا روكني ،خدا آنجا است.

 

كعبه ، نشان قبله ما است ، پرچم آيين ما است .

قبله همه اقوام يكي نيست . هر قوم ، هر گروه حتي  هرفردي يك قبله دارد .

قبله ي هركس نشان مي دهدكه قلب و روح او به چه سمتي است ، و او آرامش و خوشبختي اش را در چه مي بيند .

قبلة هر قومي به ما مي گويد كه شكل جامعة ايده آل شان چگونه است . 

قبله ، آرمان خوشبختي يك قوم است .

 

قبله پيروان ابراهيم خليل كعبه است ، خانه خدا است .

صراط مستقيم با قبله شناخته مي شود ، و قبله با حج .

حج آهنگ خانه خدا است : خانه مردم، خانه آبادان ،خانه صلح، راه راست ، شهر امن و آرام ، خانه حفاظت شده، مركز توجه مردم ، سرچشمه زمزم ، اردوگاه امن همه جنبندگان .

 

حج سفري است عجيب ، جست وجويي شگفت ، نمايشي باشكوه و باورنكردني ، رفتاري پراز اشاره و نشانه – سفري بيروني و دروني ، پرماجرا ، رنگارنگ وگوناگون كه هرلحظه اش ترا به جايي مي برد – متفاوت و هيجاني

 

محل مراسم حج ، جايي خوش آب و هوا و دل انگيز نيست ، دركنار دريا يا ميان جنگل نيست – جايي است پراز شن هاي داغ وروان ، بدون سبزي و خرمي .

————-

ما براي زيارت كعبه ، لبيگ گويان تا دروازه هاي شهرخدا به پيش مي رويم .

آنجا، كسي سرزده و يكباره ، وارد خانه خدا نمي شود .

 

درآستانه شهر، ايستگاه  بازرسي است ، ايستگاهي براي آمادگي ، براي آراستگي ، براي كسب تكليف.

اين ، ميقات است ، يك مسجد – جايگاه ياد خدا ، نماز .

 

اينجا ، با پوشش سپيد احرام ، به گونه اي متفاوت از تمام تجارب زندگي مان ، يكباره حالت روحي ما دگرگون مي شود :

يك قطرة سپيد در درياي جوشان و سپيد ، همه يك تن ، همه يكي . .

 

با احرام در ميقات ، من احساس مي كنم از دنياي خود بيرون آمده ام ، دغدغه ها ، دلبستگي ها ،عشق ها و نفرت هايي كه مرا به سوي خود مي كشيد همه را رها كرده ام – دنياي جديدي كشف كرده ام.

اينجا من بنده شده ام ، سبك شده ام ، احساس آزادي و پرواز مي كنم .

 

اينجا بهشت خوشبختي است ، سرزمين الفت و مهرباني است ، شهر خدا است .

 

 خانه خدا خانه مردم

از ميقات كه به سمت خانه خدا رهسپار مي شوم ، چشمم به آن گلدسته و منارهاي سر به فلك كشيده مي افتد. هرچه نزديك ترمي شوم ، شورو شوقم براي ديدار ، بيشتر مي شود .

روي سنگ هاي براق و محكم كه راه ميروم و از ميان ستون ها كه مي گذرم  ، همه اش باخودم فكر مي كنم كه خانه خدا چگونه  است و چه ابهتي  بايد داشته باشد . . . خانه خدا اينجا است ؟

اين ساختمان هاي پرشكوه ، اين رواق هاي پرجلال ، اين بارگاه . . . اينها كه خانه خدا نيست . . .

پس . . . پس خانه خدا كجاست ؟ . . .

 

هنوز دربهت و حيرتم . . .كه خود را درميان صحن بزرگي مي يابم . . . و آنجا ، در برابر بناي خيره كننده و باعظمتي ، بي اختيار زانو مي زنم  و به سجده مي افتم :

يك مكعب – كه مردماني از كوچك وبزرگ ، زن و مرد ، پير و جوان – چون حلقه اي گرداگرد آن مي چرخند . . . همرنگ ، همسو ، همآواز . . .

 

خانه خدا ، همان سنگ وگل روي هم انباشته است : همانجا كه مردم دورش مي گردند :

– آنجا . . كعبه !

 

كعبه- ساده و بي پيرايه ايستاده . .  اما بارساترين واثربخش ترين زبان ، با ما حرف مي زند.

كعبه اولين خانه اي است كه براي مردم بپاشده تا به فرمان خدا، همه برابر و برادر ، يكدل و يكرنگ و با انس و الفت برگرد آن بگردند و نام خدا را به يكتايي وپاكي فريادكنند :

خانه خدا ، خانه امن ، خانه آبادان .

————-

خانه خدا ، خانه صلات است ، صحنه نمايش ماموريت انسان از جانب خدا ، در قبال طبيعت و براي مردم .

 اينجا، سرزمين تسبيح و حمد خدا است .

اينجا ، همه از نگاه ناپاك در امان اند. اينجا ، طبيعت ومحيط زيست ، حرمت وقداست دارند ، آب و هوا ، دريا و صحرا ازآلودگي و فساد بدور اند وكسي به جانوران ، به درختان و بوته زار ها هم دست درازي نمي كند .

اينجا دنياي آسايش و امنيت براي همه است. قواعد زندگي اينجا متفاوت از همه جا است ، و هركس با احرامي كه برتن دارد ،خود را پاسدار اين نظم نوين احساس مي كند .

 

 امت واحده : برابری برادری

. . . و تو  در خانه خدا ، ازگوشه اي ، به طواف اين مردم نگاه كن : پير و جوان ، سياه و سفيد ، زن و مرد ، بزرگ وكوچك از هزاران شهر و ديار ، از همه دنيا به اينجا آمده اند ، و به دور كعبه مي گردند .

از منظر خداوند ، اين مردمان ، با هم برابراند ، اينها عزيزاند ، اينها محترم اند ، اينها شايسته يك دنيا عشق و محبت اند- اينها بندگان خدايند .

 

انسان ها همانند همه جنبندگان روي زمين و مرغان آسمان ، اعضاي يك گونه اند ، اعضاي يك پيكراند ، و اعضاي يك امت اند و ميان آنها هيچ برتري و تمايزي وجود ندارد .

اينجا ، شرط عبوديت خدا ، قبول برابري انسان ها و احترام به طبيعت است .

—————

 خانه خدا ميدان رژه عظيم بندگان اوست ، محلي بي نظير براي نمايش باشكوه برادري وبرابري.

اينجا برخلاف رژه هاي ديگر، درجه هاي بالا و پايين وجود ندارد . پادشاهي ، اقتدار وحاكميت از آن خدا است

 

در اين ميان اما ، ابراهيم خليل بنيانگذار خانه ، الگوي همه است . او امام ما است .

او در مقام ابراهيم ايستاده و سان مي بيند . و ما چشم به سوي او داريم و حركات و رفتار خود را با او تنظيم مي كنيم. او بنده نمونه و محبوب خدا است . او اسماعيل را به قربانگاه برد وعالي ترين درجه تسليم وبندگي را نشان داد.

اينجا ، خالق آسمان ها و زمين ، صاحبِ خانه است : ربُّ البيت ، حافظ نعمت و ضامن امنيت .  

خانه خدا ، شهرامن همه ي مردم دنيا ، تحت حفاظت ويژه خدا است ، خانه آبادان است .

اينجا ، دروغ ، ستيزه جويي ، تجاوز، فساد ، نابساماني ، ترس و وحشت از زورگويان ، راه ندارد .

 

ما بيرون از خانه خدا ، در جايي در منا ، با هرچه در توان داريم با شيطان مي جنگيم- حتي با سنگ . 

شيطان ضد حمد خدا است . شيطان ضد نظم است .

 

بندگي شيطان ، ما را از خوشبختي باز مي دارد .

 

نماد توحيد

کعبه قله خوشبختی انسانها

کعبه شکل آرمانی روابط انسانها

کعبه نمایش صلات انسان است

کعبه خاستگاه عمل صالح است

کعبه پرچم یکتایی خداست

 كعبه ، ساده و بي پيرايه اما ثابت و استوار برفراز تاريخ ايستاده است ،

كعبه پرچم يكتايي خدا است ، پرچم لااله الا الله است .

كعبه ، قله خوشبختي انسان ها است .

كعبه معجزه است ، آيه است ، نشانه است .

كعبه كلمه است ، زبان گوياي عيسي و الواح موسي است .

كعبه ، عصاره همه ي پيام هاي پيغمبران است  .  

كعبه قبله است ، نمايش صلات انسان است . صراط مستقيم است.

كعبه ، نمايش كامل آيين پاك ابراهيم خليل و محمد رسول خدا است .

كعبه ، خاستگاه اخلاق است و اخلاق را معنا مي بخشد .

كعبه قبله است ، شكل آرماني روابط انسان ها است ،

كعبه ، خاستگاه عمل صالح است . عمل صالح تنها با بندگي خدا و با آرمان خانه خدا ، شكل مي گيرد.  

كعبه ، الگوي جامعه اي است كه براي تحقق بخشيدن به آن ، نيكوكاران با هم  مسابقه مي دهند.

 

حج عظيم ترين نمايش امت واحد انسان ها فارغ از رنگ و نژاد و فرهنگ و زبان آنها است . 

حاجيان نمايندگان فرهنگ اقوام خود هستند كه در خانه خدا مي توانند معجزه اي بزرگ را با چشمان گشوده ببينند و آن را آشكارا تجربه كنند :

برابري ، پيام روشني است كه آنرا همه در نخستين لحظه هاي ورود به خانه خدا دريافت مي كنند .   

 

 خانه خدا ، صحنه ي نمايش بزرگ ترين آرمان بشري است .

كعبه ، پرچم امت واحد است .

خانه خدا ، دهكده جهاني است .

 

 مدرسه حج

حج ، آموزشگاهي است براي معماري جان آدمي .

 حج آموزشگاهي است كه كلاسش را درصحنه ي واقعي بپا مي كند .

حج جايگاه تحريك شعور، معرفت و انديشه است .

حج كارگاه كشف است .

حج ، مراسمي براي ابلاغ مسوليت هاي آدمي است.

 

سفر حج فقط تغيير در جغرافيا نيست ، تغيير در رفتار و برنامه زيستي هم هست .

خواب و خوراك و راحت  و گوشه دنج و عزيزان خود را رها كرده ايم . وحالاهركجا مي رويم تا لختي آرام بنشينيم ، زنگ كاروان بلند مي شود كه كوچ كنيد.

با مردمي آشنا مي شويم كه هيچ وقت فكر نمي كرديم اينقدر باورها و رفتارشان با ما فرق داشته باشد.

 

ولي وجدان مان گواهي مي دهد كه اين سفر دشوار و پرهزينه ، بايد دستاورد عظيمي داشته باشد كه غايت اين سفر خدايي است :

تولدي تازه!

شگفتا كه اينجا انديشه ما خيلي زود بيدار و فعال مي شود و ما با دريافت اولين نشانه ها به هيجان مي آييم وهرچه پيش مي رويم ، حج را بهترحس مي كنيم :

. . . اينجا خانه خدا است !

 

دركنارآن همه تب وتاب ميقات و شور لبيك ، طواف و سعي صفا ومروه و رمي جمرات ، ما ساعت ها بدون هيچ وظيفه معيني درعرفات ، مشعر و منا توقف مي كنيم . آيا توقف در عرفات، براي آسودن و استراحت ما است ؟

ساعاتي را كه در عرفات و مشعر و منا مي گذرانيد حساب كنيد ، و آن را با جمع ساعاتي كه به ساير اعمال حج مشغول هستيد مقايسه كنيد – از اين چه نتيجه مي گيريد؟

وقوف در عرفات ، مشعر و منا از مهم ترين بخش هاي حج اند- فرصتي براي خانه تكاني ذهن و انديشيدن به خود . بدون اين درنگ ها و وقوف ها ، حج نمايشي گذرا و كم اثر مي شد و نقش آن در جان ما نمي نشست .

 

حج مواجهه با رويدادهاي آگاهي بخش و زنده كننده است .

حج ، فرصت انديشه است .

حج ، فرصتي است مغتنم براي شنيدن پژواك نيايش رسول خدا در غار حرا،  براي پيداكردن جاي پاي خديجه در شعب ابيطالب ، و كشف عطر محمد در شكاف احد ، جست وجوي رنجه هاي پيشتازان ايمان در خندق هاي مدينه . . .

اينجا حتي شن زارها با شما حرف مي زنند . . .

 

 سفیران خانه خدا

مراسم حج با بيرون آمدن از احرام در مكه پايان مي يابد .

اما اين ، آغاز راه است – راه انديشه ، راه عمل :

 

درشهرخدا چيزها آموختيم . عزم راسخ ما به اجراي آنها ، نشانة قبولي ما درآزمون حج است .

 

 و حالا ، ما پيام آور خانه خداييم ،

ما پرچمدار صلح و دوستي براي همه مردم جهانيم  .

 

ما ، قبله را كشف كرديم و خانه خدا را شناختيم ،

پس بيا باهم در شهر و ديار خود قبله را بپا كنيم ،

نماز را به پاي داريم ، و خانه مان را خانه ي اميد دردمندان قراردهيم .

هميشه به ياد خدا ، و در خدمت خدا باشيم ،

قيامت را ياد كنيم .

 

به طبيعت ، به زيستگاه جانداران ، به احترام پاي بگذاريم ،

ساعاتي سربه بيابان گذاريم ، به كوه و دشت – و به خود بپردازيم ، عرفات را به پا كنيم :

 

هنگام اذان ، لختي درميقات ، با خود بينديشيم كه به ديدار كه مي رويم ؟

گهگاه ، اين نوا را با خود زمزمه كنيم- آهنگ خانه خدا را :

 

لبيك اللهم لبيك

لبيك اللهم لبيك . . .

درباره‌ی malayeri

حتما ببینید

پیشتازان راه آسمان

پیشتازان راه آسمان

 پيشتازان راه آسمان  اين مه بانگ 4 است كه هم چنان موضوع خوشبختي را دنبال …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *